تب‎وتاب بازار نفت فروکش نمی‎کند و کشمکش‌ها بر سر نحوه افزایش عرضه نفت اوپک در بازار همچنان ادامه دارد؛ کشمکش‌هایی که سه ضلع اصلی آن را می‎توان دخالت‎های آمریکا و توئیت‎های گاه‎وبیگاه رئیس جمهوری این کشور به منظور ترغیب اوپک به افزایش میزان عرضه نفت در بازار، موضع‎گیری‎های بعضا متناقض عربستان و مواضع محکم ایران در یادآوری جزئیات توافق اجلاس اخیر اوپک قلمداد کرد.

دونالد ترامپ در تازه‎ترین توئیت خود، اوپک را به دلیل افزایش قیمت بنزین سرزنش و با لحن آمرانه‎ای خطاب به اعضای این سازمان اعلام کرده است: «قیمت‌های جهانی نفت خام را همین حالا کاهش دهید.» توئیتی که با واکنش تند نماینده ایران در هیئت عامل اوپک مواجه شد. حسین کاظم‎پور اردبیلی خطاب به ترامپ هشدار داد که اگر به این رویه پایان ندهد، قیمت‌های جهانی نفت خام بالاتر نیز خواهد رفت. همانطور که پیداست صحبت از تبعات توافق اجلاس ۱۷۴ اوپک همچنان در صدر اخبار نفت جهان قرار دارد؛ اجلاسی که با تاکید بر حفظ پایبندی صددرصدی اعضا بر توافق پیشین این سازمان مبنی بر کاهش یک میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه‎ای عرضه نفت پایان یافت و با همراهی کشورهای غیراوپک، این تصمیم به منظور حفظ توافق قبلی کشورهای اوپک و غیراوپک برای کاهش یک میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه‎ای عرضه نفت تثبیت شد. به عبارت دیگر، با اجماع اعضا این امکان فراهم شده است که از اول ژوئیه سال جاری میلادی (۱۰ تیرماه) و در صورت بازگشت عرضه‎ی‎ اعضایی که پیش از این کمتر از تعهد خود تولید می‎کره‎اند، تا سقف یک میلیون بشکه نفت افزون بر تولید معمول اوپک (در چارچوب توافق اجلاس ۱۷۱) راهی بازار شود. اما این تصمیم، خواسته یا ناخواسته، همچنان تا به امروز با برداشت‎ها و ابهام‎های مختلفی همراه بوده که پاسخگویی به این ابهامات می‎تواند به ما در درک بهتر شرایط حاکم بر این روزهایِ بازار نفت کمک کند. ابهاماتی مثل این‌که: توافق اخیر اوپک، به معنای عقب‎نشینی ایران از مواضع خود به شمار می‎رود یا بالعکس؟ آیا این توافق به منزله مجوزی برای افزایش تولید نفت به میزانی فراتر از سهمیه و تعهدات برخی کشورها نظیر عربستان خواهد بود یا نه؟ و دست آخر این‎که توافق به چه شکل در بازار اجرایی می‎شود و بازار با چه میزان عرضه نفت بیشتری مواجه خواهد شد؟  

  • پس از برگزاری نشست اصلی اجلاس ۱۷۴ اوپک، غالب رسانه‎های داخل کشور و در راس آن، پایگاه اطلاع‎رسانی رسمی وزارت نفت (شانا)، توافق حاصل در این نشست را به «پذیرفتن پیشنهاد ایران در اوپک» و دفاع حداکثری از مواضع کشورمان تعبیر کردند و در مقابل، غالب رسانه‎های خارجی ترجیح دادند در تیتر خبرهای خود از عباراتی مثل «افزایش یک میلیون بشکه‎ای عرضه نفت اوپک» استفاده کنند. سوال اینجاست که فارغ از مواضع رسانه‎ای، در واقعیت آیا ایران توانست در این اجلاس در مسیر تحقق مواضعش گام بردارد؟ بدون هیچ توضیح اضافه‎ای، در پاسخ تنها کافی است صحبت‎های بیژن زنگنه، وزیر نفت را در بدو ورود به هتل کمپینسکی وین در جمع خبرنگاران مرور کنیم که گفت: «بر اساس توافق قبلی اوپک، قرار بود حدود ۲ میلیون بشکه کاهش تولید داشته باشیم که هم اکنون در عمل شاهد ۳ میلیون بشکه کاهش تولید هستیم، بنابراین اگر اعضای اوپک، یک میلیون بشکه نفت وارد بازار کنند، دیگر مشکلی نبوده و نیازی به افزایش تولید نیست.» همین موضع‎گیری زنگنه، خروجی اصلی اجلاس ۱۷۴ اوپک بود که غیراوپکی‎ها هم با آن همراه شدند؛ بنابراین هیچ تصمیمی برای تولیدی فراتر از سقف مجوزهای قبلی اوپک اتخاذ نشد. ایران به مواضعش پایبند بود و حرفش را به کرسی نشاند.
  • حالا که قرار است تاسقف یک میلیون بشکه نفت (نفتی که به دلیل پایبندی بیش از حد اعضا به توافق پیشین اوپک و غیراوپک به بازار عرضه نمی‎شده) به بازار برگردد، سوال اینجاست که این نفت از محل تولید کدام کشورها تامین خواهد شد؟ زنگنه پس از اجلاس اوپک، بارها تاکید کرد که توافق اخیر به معنای این نیست که کشوری بتواند سهم کشور دیگری را از آن خود کند و اعضا موظفند صرفا در چارچوب تعهدات خود نسبت به عرضه نفت اقدام کنند. معنای روشن صحبت زنگنه این بود و هست که نفت عربستان نمی‎تواند با استناد به این توافق، جا پای نفت ونزوئلا بگذارد، بنابراین طبیعی بود که زنگنه پیش‎بینی کند حداقل در کوتاه‎مدت، بیشتر از ۵۰۰ هزار بشکه نفت به بازار برنمی‌گردد. در مقابل، وزرای نفت و انرژی عربستان، امارات و عراق، اعداد مختلفی را به عنوان میزان نفتی که به بازار می‌آید عنوان کردند و دست آخر، رئیس جمهوری آمریکا، با توئیتی که درباره گفت‎وگو با ملک سلمان منتشر کرد، به شائبه‎ها درباره جزئیات توافق اخیر اوپک دامن زد. ترامپ این جمله را توئیت کرد: «من با ملک سلمان درباره نیاز به افزایش تولید نفت خام در پی شرایط ناپایدار در ایران و ونزوئلا صحبت کرده‌ام و او با این پیشنهاد موافقت کرده است که احتمال می‌رود رقم این افزایش ۲ میلیون بشکه در روز باشد»؛ توئیتی که البته با موضع‎گیری به‎هنگام نماینده ایران در هیئت عامل اوپک راه به جایی نبرد و عربستان را ناگزیر به عقب‎نشینی کرد. حسین کاظم‎پور اردبیلی در واکنش به توئیت ترامپ اعلام کرده بود: «صرف‌نظر از این‌که چنین ظرفیتی در عربستان نیست، این درخواست به معنای دستور خروج این کشور از اوپک است.» البته این پایان ماجرا نبود. زنگنه هم در واکنش به مواضع ضد‎ونقیضی که در خصوص نحوه اجرای توافق اخیر اوپک مطرح بود، دست به قلم شد و در نامه‎ای به سهیل‎المزروعی، رئیس دوره‎ای اوپک یادآوری کرد: «ما در خصوص واگذاری سهمیه تولید یک کشور عضو به اعضای دیگر تصمیمی اتخاذ نکرده‎ایم.» باید بپذیریم عقب‎نشینی عربستان و تکذیب تلویحی صحبت ترامپ از سوی این کشور از یک سو و نامه اخیر زنگنه به ‎المزروعی به منظور یادآوری چندوچون توافق اوپک، به‎طور محرز نشان می‎دهد در اجلاس صدوهفتادوچهارم، به هیچ عنوان مجوزی برای این‎که عضو یا اعضایی از اوپک به جای دیگری تولید کنند، صادر نشده است.
  • و اما سوال سوم. توافق اخیر به چه شکل در بازار اجرایی می‎شود و سرانجام بازار با چه میزان عرضه نفت بیشتری مواجه خواهد شد؟ آنچه مسلم است کشورهای اوپک و غیراوپک اجماع کرده‎اند که از میزان پایبندی خود به تعهد کاهش تولید کم کنند، اما از سویی بدیهی است محدودیت عرضه نفت کشوری مانند ونزوئلا که بیش از ۶۰۰ هزار بشکه کمتر از تعهدش تولید می‎کند، به یکباره رفع نخواهد شد و اگر قرار باشد صرفا اعضا در سقف تعهد تولید کنند، امکان بازگشت یک میلیون بشکه نفت به بازار فراهم نمی‎شود؛ در حالی‌که اوپک می‎خواهد در مسیر پایبندی صددرصدی به توافق کاهش تولید حرکت کند. در این شرایط، تکلیف چیست؟ برای پاسخ به این سوال، بهتر است باز هم به نامه زنگنه به المزروعی رجوع کنیم که در آن قید شده است: «براساس مندرجات قطعنامه با درخواست از کمیته مشترک وزارتی نظارت بر توافق اوپک-غیراوپک به منظور رصد بازار و گزارش‎دهی به رئیس دوره‌ای اوپک، بررسی این موضوع به رئیس دوره‎ای کنفرانس واگذار شده تا از طریق برگزاری کنفرانس فوق‎العاده یا مکاتبه با کلیه اعضای اوپک و رسیدن به اجماع، این موضوع را حل و فصل نماید.» بنابراین این احتمال وجود دارد در صورتی که در پایان ماه ژوئیه (نخستین ماه اجرای توافق اجلاس ۱۷۴ اوپک)، بررسی‎ها نشان دهد همچنان میزان پایبندی اعضای اوپک و غیراوپک به تعهد کاهش تولید نفت فراتر از صددرصد است، با نظر کمیته وزارتی (JMMC)، کنفرانس فوق‎العاده‎ای با حضور اعضا برگزار، یا با مکاتبه، درباره نحوه اجرایی شدن توافق اخیر تصمیم‎گیری شود. بدیهی است تا آن زمان نمی‎توان به‌طور قطعی درباره میزان افزایش عرضه نفت به بازار پیش‎بینی موثقی داشت. درعین حال با توجه به تاکید اعضای اوپک بر ضرورت پایبندی صددرصدی به تعهد کاهش تولید و عدم توانایی برخی اعضا برای افزایش تولید، انتظار می‎رود به منظور عملیاتی شدن کامل این تصمیم اوپک، مجوز عرضه‎ بیشتر به کشورهایی که از بضاعت کافی برای تولید برخوردارند داده شود؛ اما فراموش نکنیم اتخاذ هر تصمیمی در این زمینه نیز به اجماع اعضا نیاز دارد و ایران هم بی‎تردید همانند اجلاس ۱۷۴، با موضع مشخصی به میدان خواهد رفت و احتمالا حفظ سهم کشورهایی را که هم‎اکنون امکان تولید ندارند به منظور استفاده از این سهم در زمانی که توانمندی کافی به دست می‎آورند، مطالبه خواهد کرد.

   

  • با این تفاسیر، پیش‎بینی می‎شود دیر یا زود، بازار شاهد عرضه نفت بیشتری باشد و بی‎تردید عربستان از گزینه‎های اصلی در تحقق این عرضه خواهد بود. اما آیا آنطور که ترامپ می‎گوید یا برخی خبرها روایت می‎کنند، عربستان از پتانسیلی برای افزایش تولید روزانه‎ نفت به میزان حدود ۲ میلیون بشکه برخوردار است یا در بهترین حالت می‎تواند تنها به جایگزینی موقت نفت ونزوئلا فکر کند؟ آمریتا سن، تحلیلگر ارشد مؤسسه انرژی اسپکتس می‎گوید: «ما در قلمروی ناشناخته قرار خواهیم گرفت؛ اگرچه عربستان در تئوری این ظرفیت را دارد، فعال کردن این ظرفیت تولید به زمان و پول نیاز دارد و احتمالا یک سال به طول می‎انجامد.» گری راس، رئیس پژوهش جهانی نفت در مؤسسه اس‎اند‎پی گلوبال (پلاتس) هم معتقد است: «عربستانی‌ها ظرفیت مازاد تولید ۲ میلیون بشکه در روز را ندارند، زیرا معنای آن رساندن تولید به ۱۲ میلیون بشکه است؛ آنها احتمالا می‌توانند حداکثر ۱۱ میلیون بشکه در روز تولید کنند و حتی آن هم ساختار نفتی‎شان را تحت فشار قرار می‌دهد.»
  • توئیت‎های نفتی ترامپ و رایزنی‎های وی با سعودی‎ها برای افزایش عرضه نفت هر روز خبرساز می‎شود. رویترز روز سه‎شنبه (۱۲ تیرماه) در تحلیلی، با اشاره به صحبت‎های قبلی ترامپ مبنی بر دستکاری قیمت نفت از سوی اوپک، به تعارض ناخواسته میان اولویت سیاست خارجی دولت آمریکا در زمینه تحریم‌های سختگیرانه ضدایران از یک سو و محاسبات انتخاباتی این دولت در زمینه حفظ قیمت پایین بنزین اشاره کرد. آمریکا به دنبال چیست؟ تحلیلگران معتقدند از آنجا که افزایش بهای نفت، توجیه اقتصادی تولید شیل‎های نفتی را در آمریکا افزایش می‎دهد، بنابراین مطابق با سیاست‎های این کشور است. زنگنه نیز در حاشیه اجلاس اوپک امسال به این نکته اشاره کرد که «رئیس جمهوری آمریکا مشکلی با قیمت‎ بالای نفت ندارد اما می‎خواهد در افکار عمومی، خود را مخالف قیمت‎های بالای نفت نشان دهد و بگوید اوپک مقصر این شرایط است، در حالی که این شرایط را اوپک به وجود نیاورده. این دولت آمریکاست که مسبب این شرایط است و خود نیز باید شرایط را اصلاح کند.» و حال که ترامپ در تازه‎ترین توئیت خود، اوپک را به دلیل افزایش قیمت بنزین متهم کرده، سیاست یک بام و دوهوای این کشور عیان‎تر شده است. ترامپ در حالی از افزایش قیمت بنزین ابراز نگرانی می‎کند که قیمت نفت، تنها یکی از شاخص‎های تاثیرگذار بر آن است و دولت آمریکا اگر از بابت قیمت بنزین برآشفته است، می‌تواند با تغییر سیاست‎های مالیاتی که اتفاقا از قِبل آن بسیار منتفع می‎شود، از نگرانی‎های خود بکاهد نه با حمله به اعضای اوپک. حتی اگر غیر از این هم باشد و مولفه افزایش قیمت نفت به تنهایی، بازار را با چالش‎هایی جدی و مخرب مواجه کند، باز هم چنین فرایندی، نه می‎تواند عملکرد امروز اوپک را زیر سوال ببرد و نه از قصور آمریکا چیزی کم می‎کند. مسلما قرار نیست کشوری با اعمال فشار و تحریم علیه برخی کشورها و ایجاد اختلال در عرضه نفت، بازار را ملتهب سازد و بعد انتظار داشته باشد دیگران تاوان این التهاب‎آفرینی را بپردازند. کاظم‎پور به درستی پیش‎بینی کرده بود که «رویه پیش‎روی آمریکا، نوعی خودزنی است و سبب افزایش قیمت جهانی نفت خواهد شد.» 
    • شاید برخی این سوال را مطرح کنند که: «دور از ذهن نیست اگر عربستان و ... با هدف دستیابی به مقاصد و منافع خود نسبت به هر میزان افزایش تولیدی اقدام کنند و لزوما معطل مجوز اوپک نمانند. در چنین شرایطی، اجماع و توافق اخیر اوپک چه حاصلی دارد؟» سوال بیراهی نیست. هیچ چیز را نمی‎توان پیش‎بینی کرد؛ به ویژه که اوپک سازمانی است که سازوکار تحقق تصمیماتش متکی بر اراده سیاسی کشورهاست و به طور مثال مکانیزمی برای تنبیه یا جریمه اعضا ندارد. اما اجماع اخیر از این حیث می‎تواند حائز اهمیت باشد که هرگونه اقدامی خلاف چارچوب‎های توافق را می‎توان به مثابه تخطی و بی‎اعتنایی به اوپک و زیر سوال بردن اقتدار این سازمان قلمداد و از این طریق به ناقضان توافق اعمال فشار کرد؛ مقوله‎ای که درست یا غلط، هنوز برای اعضای اوپک و حتی عربستان حائز اهمیت است. نماینده ایران در هیئت عامل اوپک به بهانه پاسخگویی به توئیت امروز ترامپ، به خوبی ضرورت این اتحاد و اقتدار را به دنیا یادآوری کرد و گفت: «برادران مسلمان ما در عربستان سعودی، ملتی تحصیلکرده و بالغ هستند که اجازه نمی‌دهند شما با آن‌ها این گونه رفتار کنید و به آنها دستور دهید. ممکن است ما اختلاف سلیقه‌هایی با برادرانمان در عربستان سعودی داشته باشیم، اما یاد گرفته‌ایم که چگونه در کنار هم زندگی کنیم.»  اوپک همان‎گونه که زنگنه بارها تاکید کرده و دیگر سران اوپک هم بر آن صحه گذاشته‎اند، سازمانی سیاسی نیست و اعضا مصمم هستند حتی در ظاهر هم که شده، حرکت این سازمان را در مسیر حفظ ثبات بازار و پرهیز از سیاست‎ورزی نگه دارند. با این همه، واقعیت آن است که در بلندمدت، تنها برگ برنده در بازار نفت، قدرت و توان تولید است و بس. نقش پررنگ و حذف ناشدنی عربستان و روسیه در بازار نفت از قدرت تولید نفت این کشورها نشأت می‎گیرد و قطعا ایران با ظرفیت تولید چهار میلیون بشکه نفت نمی‎تواند همتراز با کشوری که ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید می‎کند در بازار تاثیرگذار باشد؛ هرچند تاکنون به مدد دیپلماسی انرژی خود، رویه‎ای جز این را به نمایش گذاشته است. باید بلندمدت اندیشید؛ باید برای بلندمدت برنامه‌ریزی کرد و باید به این واقعیت تن داد که با استناد به نبود بضاعتِ بیشتر برای تولید و عرضه‎ نفت، نمی‎توان در بلندمدت با طرح انتظاراتی مثل «ما تولید نمی‎کنیم، دیگران هم تولید نکنند» با دنیا گفت‎وگو کرد. شاید امروز به سبب حاکم بودن تعادل بر بازار نفت، نیازی به عرضه بیشتر نباشد اما همیشه این‎گونه نخواهد ماند و هر نوع دیپلماسی برتری در حوزه نفت، بدون اتکا به توان تولید نمی‎تواند در بلندمدت، موثر و تعیین‎کننده واقع شود. عرضه‎ی نفت اوپک به هر رقمی که برسد و قیمت نفت در هر نقطه‎ای که قرار گیرد، نقش انکارناپذیر و برتری بی‎چون و چرای «قدرت تولید» در بازار نفت قابل اغماض نیست و ما برای عرض‎اندام در این زمینه، علاوه بر بهبود عوامل تولید، به بازاری برای فروش نفتمان نیاز داریم؛ بازاری که جز در سایه تعامل با دنیا ایجاد نخواهد شد.

 هانیه موحد

نظرات